عبد الجليل قزوينى رازى

435

نقض ( بعض مثالب النواصب في نقض بعض فضائح الروافض ) ( فارسى )

وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ آنگه گفته است كه : « و گر تيغ و قلم بدست رافضيان بودى همه مدرسه‌ها خراب كرده بودندى ، و منبرها برگرفته و مسلمانى را نگذاشتندى كه شربتى آب خوردى » . اما جواب اين كلمات آنست كه : چون پردهء شرم دريده شد اميد انصاف بريده شد كه در اوّل اين فصل دعوى علم غيب كرده است كه هرگز هيچ پيغمبر و امام نكرده است ، و چون گويد : « اگر قلم و تيغ بدست روافض بودى يك كس را زنده رها نكردندى » باتّفاق دعوى علم غيب كرده باشد و الّا كافرى و ملحدى نباشد كه اين دعوى يا رد كردن كه : « لا يعلم الغيب الّا اللّه » « 1 » ، كه در آن ديار و بلاد كه قلم و تيغ در دست شيعت است چون مكّه و مدينه و حلب و حرّان و بحرين و بلاد مازندران ؛ پندارم كه عدل و انصاف ظاهر است و به خون و مال مسلمانان نه فتوى كرده‌اند ، و نه بغارت برداشته‌اند ، و بازرگانان حنيفى و شفعوى كه آيند و گويند بخلاف اين نمايند كه خواجه مىفرمايد ، و بسالى دو هزار كاريز خواجگان شيعى و سادات علوى در بسيط عالم بيشتر آورند كه همه منفعت مسلمانان باشد پندارم كه بقطره‌اى و شربتى مضايقه نكنند ، و حديث مدرسه و منبر بانصاف تأمّل بايد كردن كه خواجگان و ملوك شيعت بسيارى مدارس كرده‌اند و مساجد در اسلام ، و منبرها نهاده و جوامع ساخته كه در فصول پيشين شرح اين برفت و اعادت شرط نيست . پس عاقل داند كه آنكس كه مدرسه كند مدرسه نكند ، و آنكس كه منبر فروزد منبر نسوزد ، و هررباطى و مدرسه‌اى و منبرى كه رفيعتر و عاليتر و نيكوتر است همه خواجگان شيعت كرده‌اند چون مجد الملك و زين الملك كه مدرسهء وزّانيان كرده است ، و شرف الدّين نوشروان خالد ، و رباطهاى معين الدّين ، و مدرسهء صفىّ الدّين و مجد الدّين و غير آن كه روشنتر است از آفتاب ، و تكرار ملال افزايد

--> ( 1 ) - مأخوذ از اين آيهء شريفه است : « قُلْ لا يَعْلَمُ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ الْغَيْبَ إِلَّا اللَّهُ ( آيهء 65 سورهء مباركهء نمل ) .